دعوت به مراسم آدم کشی(درباره نمایش "کوارتت" به کارگردانی امیررضا کوهستانی)

۱-این روزها اقبال به تئاتر آنقدر زیاد شده که به سختی می توان به تالارهای نمایش رفت.یعنی واقعا مردم ما اینقدر هنردوست شده اند یا دلیل را باید در جای دیگر جستجو کرد؟عده ای بر این عقیده اند که دلیل این اقبال وضعیت اسفناک سینمای ایران است و عده ای دیگر کمبود آزادی های اجتماعی را دلیل این امر می دانند.اما وقتی عده ای از این دوستان در میان اجرای نمایش،درست از جلوی بازیگران رد می شوند و از تالار خارج می گردند تا به تلفن همراه خود جواب دهند،می توان نظر داد که تئاتر نیز صرفا از روی نبود تفریحات دیگر انتخاب شده است وگرنه علاقه به هنر در جامعه ایرانی این روزها در گرانی شده است.
۲-امیررضا کوهستانی به عنوان کارگردانی نوگرا در تئاتر شناخت می شود.وی که پیش از "کوارتت"،نمایش های "رقص روی لیوان ها" و "در میان ابرها" را به روی صحنه برده بود،کارگردانی به شدت خلاق است.عده ای از منتقدان بر این عقیده اند که آثار کوهستانی بیشتر از اینکه به عنوان تئاتر شناخته شود باید به عنوان نمایش های رادیویی مد نظر قرار گیرد.اما نباید از نظر دور داشت که طراحی صحنه و نوع اجرای نمایش های کوهستانی،او را تبدیل به کارگردانی منحصر بفرد کرده که به قول خودش "هیچ وقت راحت ترین راه های روایی را انتخاب نمی کند" و "این تماشاچی است که خودش را با صحنه هماهنگ می کند".
۳-"کوارتت: در موسیقی قطعاتی که در آن چهار ساز می نوارند.معروف ترین قطعات کوارتت در موسیقی کلاسیک،کوارتت سازهای زهی است که تشکیل شده اند از دو ویالون،یک ویالون آلتو و یک ویالون سل."(برگرفته از بروشور نمایش)
"کوارتت" روایت دو قتل جداگانه،از زبان قاتلان است و دو شاهد(شاهد؟) نیز روایتشان را از قتل ها بیان می کنند(البته همگی به صورت مونولوگ).آتیلا پسیانی در نقش فتح الله،قاتل مادر،دو خواهر و پسرش است و برادرش شمس الله(با بازی خیره کننده حسن معجونی) نیز یکی از راویان ماجراست.در سوی دیگر باران کوثری در نقش نگار،به عنوان قاتل دوست پسرش-شهرام-ایراد سخن می کند و شیده،خواهر شهرام،(با بازی مهین صدری) در دیگر سوی صحنه قرار دارد.صحنه نمایش به ۴ قسمت تشکیل شده که در هر قسمت یکی از راویان ماجرا قرار گرفته اند و در مقابل آنان عده ای تماشاگر.تماشاگران فقط یکی از بازیگران را به طور کامل می بینند،دو بازیگر را از نیمرخ مشاهده می کنند و بازیگر دیگر فقط از طریق تصاویر تلویزیونی(که بالای سر همه بازیگران نصب شده است)قابل مشاهده می باشد.فکر می کنم تا همین جا کافی باشد که ببینید با تئاتری مدرن مواجهید.
۴-در ابتدای نمایش جمله ای یک راوی تلفنی شنیده می شود که درک صحیح آن می تواند تماشاگر را در دریافت مفهوم "کوارتت"،بسیار یاری دهد:"روی نوارها بنویس،ایران،سرزمین چهار فصل.نه،نه.اینجوری خیلی لوسه.فقط بنویس چهار فصل."(نقل به مضمون)
کوهستانی با این ترفند در همان ابتدای نمایش به تماشاگر اثر می فهماند که اثری که در مقابلش قرار داده شده،قرار نیست همه چیز را "رو" بگوید.در واقع کوهستانی،خود در همان اول نمایش،اذعان می کند که لایه های زیرین نمایش را حذف کرده است و این تماشاچی است که باید،خود به این لایه های زیرین دست یابد.کوهستانی در کنفرانس مطبوعاتی "کوارتت" گفته بود که قصدش ساخت نمایشی با مضمون انتقادی-اجتماعی نبوده است اما تماشاگری که جمله آغازین نمایش را به درستی دریافته باشد،می تواند بفهمد که قصد کوهستانی دقیقا تحلیلی انتقادی-اجتماعی بوده که اتفاقا به درستی از عهده آن برآمده است.
کوهستانی در پایان نیز برای آنتکه مهر محکمی بر انتقادش از جامعه بکوبد،تماشاگران را درتصاویر تلویزیونی نشان می دهد تا این نظریه را القا کند که در جنون فتح الله و نگار،جامعه(همان تماشاگران) نیز به اندازه خود آنها(یا شاید بیشتر) مقصر است.
۵-خیلی عجیب بود که وقتی شخصیتها در حال شرح و تفصیل قتل هایشان بودند،تماشاگران به مونولوگ های آنان می خندیدند(خنده که نه،قهقهه).این خنده ها،بیشتر در هنگام مونولوگ های بازیگران مرد به چشم می خورد که گاهی بسیار بیس از حد می شد.هرچند که من منکر طنز تلخی که در برخی از مونولوگ ها(فقط و فقط برخی) بود نمی شوم اما واقعا دلیل این خنده ها را درک نمی کردم.کوهستانی در این باره گفته است:"من اصلا نمی دانم تماشاگر چرا می خندد.اصلا دلیلش را نمی دانم.وقتی متن را می نوشتم اصلا به شوخی های مونولوگ ها فکر نمی کردم.خود "آتیلا" هم نمی داند،چرا تماشاگر به بعضی قسمت های مونولوگ های او می خندد." و حسن معجونی می گوید: "من هم علت خنده تماشاگر را نمی فهمم چون خیلی جدی هستم....".ولی واقعا دلیل این خنده ها چیست؟در این سه نظریه مطرح است.
اولین نظریه که توسط کوهستانی مطرح شده،این است که چون فضای نمایش بسیار سنگین است،تماشاگر این سنگینی را تاب نمی آورد و در واقع با این خنده می خواهد این فضای سنگینت را بشکند.نظریه دوم این است که جامعه ایرانی در حال حاضر به هر چیزی که رگه ای از طنز در آن باشد می خندد تا اندکی از ناراحتیش در محیط زندگی را بکاهد.(فیلم های پرفروش این جن سال همگی کمدی بوده اند)حتی یک جمله طنز در یک نمایش نیز می تواند باعث خنده تماشاگر تا پایان شود.اما نظریه شوم این است که دو زن ماجرا بسیار امروزیند و در واقع،طرز تفکر و رفتارشان بسیار نزدیک کسانی است که به تماشای نمایش نشسته اند اما شخصیت دو برادر نمایش،آنچنان از شخصیت تماشاگرا دور است که آن ها را بی اختیار به خنده می اندازد.به نظرم این نظریه درست ترین نظریه ممکن برای توجیه خنده ها و گاه لوده بازی های تماشاگران است.
۶-از آن جا که هر تماشاگر فقط می تواند یکی از بازیگران را به طور کامل ببیند،نظر دادن در باب بازی های بازیگران "کوارتت" بسیار دشوار است.اما در یک نگاه کلی می توان گفت که همه بازیگران "کوارتت" در یک سطح و بسیار خوب ایفای نقش می کنند.شاید تنها بتوان بازی باران کوثری را ازبقیه متمایز کرد و آن هم به دلیل اجرای بسیار احساسی باران است(خوش گفته که قرار بوده در طول نمایش گریه نکند اما تقریبا در سراسر نمایش در حال گریه است،که البته به نظرم لطمه ای به کارش نزده است).اما در هر صورت،به همان دلیل که گفته شد،نمی توان به طور قطع و یقین در مورد بازی بازیگران نظر داد.
۷-هرچند که خود نمایش بسیار زیباست و در حالی که تئاتر شهر در تعطیلی به سر می برد،یک نمایش با این استانداردها تئاتری ها را ارضا می کند،اما شاید دیدن شخصیت هایی که به دیدن این نمایش می آیند نیز شما را برای دیدن این نمایش ترغیب کند.در روزی که من "کوارتت" را به تماشا نشستم،لیلی رشیدی،هما روستا،رخشان بنی اعتماد و چند تن دیگر از هنرمندان سینما و تئاتر نیز در تالار مولوی بودند و آتیلا پسیانی هم تا نیم ساعت مانده به آغاز نمایش،کاملا در میان تماشاگران بود.پس برای دیدن این چهره ها هم که شده به تالار مولوی بروید،البته اگر توانستید بلیت تهیه کنید.

